Categories
کودکی را در کنار تابلویی گذراندم که دریا داشت و گوش در صدف می نهادم تا دریا را در کنار خودم حس کنم…
کودکی را در کنار تابلویی گذراندم که دریا داشت و گوش در صدف می نهادم تا دریا را در کنار خودم حس کنم…
زنده یادم کن نه زنده یادم کن
حتی دیگر دل دزدیدن کبریت واسه روشن کردن شمع های سقا خونه رو ندارم…
منتظر یه اتفاق خوبم…
تو هم برو… دیگر من با خیالم درد دل می کنم…
منتظر شاخه گل دخترک گل فروشم آه ، او نیز دیگر از من روی گردانید
میدانم… منتظر نباش … دیگر نمی آیم… بال و پرم ریخت… کاش آواز سکوت پرندگان همدمم شود…