چترت

Categories
دلنوشته

​ خدایا چترت را پس بگیر… می خواهم باران را با وجودم حس کنم… ​ ​

لبخندت

Categories
دلنوشته

دیدن لبخندت به من انرژی میدهد حتی اگر لبخندت برای دیگری باشد…

چرا ؟

Categories
دلنوشته یادداشت

تو نوشتن خسته شدم   خیلی وقت بود می خواستم خودمو کنار بکشم اما هر فرصتی پیش می اومد به شکلی از دست می رفت

نقطه سرخط

Categories
تلنگر

هیچ وقت نگو رسیدم ته خط . . . “اگر هم احساس کردی رسیدی ته خط” . . . . . . . . .

دختر و پدر

Categories
تلنگر داستان

ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﻭ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﺯ ﺭﻭ ﭘﻠﻲ ﻣﻴﮕﺬﺷﺘﻦ. ﭘﺪﺭﻩ ﻳﻪ ﺟﻮﺭﺍﻳﻲ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﺪ، ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺑه ﺪﺧﺘﺮﺵ ﮔﻔﺖ: » ﻋﺰﻳﺰﻡ، ﻟﻄﻔﺎ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﻴﺮ ﺗﺎ ﻧﻴﻮﻓﺘﻲ

ارزش چشمانت

Categories
دلنوشته

باز گوشه ای از جیگرم کنده شد… وقتی کسی با دلت بازی می کند… جواب این همه باران را که خواهد داد… هرچند که ارزش

وخدا هم …

Categories
دلنوشته

وخدا هم … مرا با نام مستعار می شناسد… نامی که بر روی سنگ قبرم می نویسند… اما نمی گویند آدم… SEPANDAR