کودکی

Categories
دلنوشته

دلم چه بس تنگ است برای دوران کودکی : یادش بخیر قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد “قیامت میشد”

دعوا

Categories
داستان

پسر جوان پیرمرد را به دیوار چسبانده بود و ناسزا می‌گفت. پیرمرد تقلا می‌کرد تا خودش را از دستان پسر رها کند. چند رهگذر کنار

سیلی

Categories
داستان

امروز سر چهار راه سیلی بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! دل به دلم بدین تا براتون تعریف کنم پشت چراغ

عملکرد

Categories
داستان

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسدو