تئاتر ابزورد (پوچی)
تئاتر ابزورد (پوچي) يك شيوه تئاتري است كه ريشه در فرانسه اواخر دهه 1940 دارد. اين سبك به شدت بر فلسفه وجودي تكيه دارد و عمدتاً خاص نمايشنامه هايي است كه نمايشنامه نويسان اواخر دهه 1940 تا 1960 مينوشته اند .
اين شيوه تئاتري بيانگراين باوراست كه دريك جهان بدون وجودخداوند،وجود انسان بيمفهوم وبي هدف بوده وهمه ارتباطات منجربه شكست ميشودونتيجه اجتناب ناپذير آن«سكوت»است.
تئاتر پوچي با ارائه مستقيم يافته هاي وجودي، خود با فلسفه وجود ارتباط دارد.
هدف اين شيوه تئاتري نشان دادن دنيايي است كه بشرفقط باخودونه چيزديگربدنيا مي آيدوبايدجايگاه خودرادرجهان متافيزيك پيداكند.
اغلب آثار ابزورد از عرف تئاتري بهره ميگيرند اما محدود به آن نيستند. اين كارها عموماً سطوح بالايي از مغايرت و بيگانگي دارند مثل صحنه تشيع جنازه كه در آن بازيگران خوشحالند و يا جشن تولد كه با افسردگي اجرا ميشود.
اصطلاح«تئاترپوچي»توسط مارتين اسلين منتقددرمقاله وي به سال1960وبعداًدركتابي به همين نام ابداع شده است.
اواين نمايشنامه هارابرمبناي يك تم اصلي پوچي مشابه آنچه آلبركامو درمقاله سال1942خودباعنوان«افسانه سيسيفوس»استفاده ميكند،بكار ميگيرد.
پوچي در اين نمايشنامه ها شكل واكنش انسان را نسبت به جهان بي مفهوم را در برميگيرد، انسان مانند عروسك خيمه شب بازي در كنترل نيرويي خارجي است.
اين اصطلاح براي طيف وسيعي از نمايشنامه ها بكار برده ميشود و بسياري از اين خصوصيات در نمايشنامه هاي اين سبك يكسان است.
كمدي كه با تصاوير تراژيك آميخته شده، شخصيتهايي كه با نااميدي محبورند كارهاي تكراري و بي مفهوم انجام دهند، ديالوگ هاي پر از كليشه، بازي كلمات و بيهودگي، و موضوعات تكراري و گسترش دهنده پوچي.
از نمايشنامه نويسان تئاتر ابزورد ميتوان به ساموئل بكت، اوژن يونسكو، ژان ژنه، هارولد پينتر و ادوارد آلبي اشاره كرد.

+ There are no comments
Add yours